محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

51

اكسير اعظم ( فارسى )

كذا مغاث به سركه و كذا قفر اليهود و آرد جو و نطرون و كذا بيخ قثاء الحمار به سركه پخته و كذا گوگرد به نطرون و يا به سركه گرم كرده و كذا آب كرنب به حلبه و سركه و كذا بزر البنج سفيد كوفته در شراب كهنه پخته و كذا سرگين كبوتر و كذا مقل ازرق و كذا حنظل سبز و مالش بدان و كذا جاوشير به زيت خوشبو يا به گوشت مويز و كذا زبد البحر به مغز پنبه دانه آميخته و كذا حب البان به سركه يا به آرد شيلم و كذا پشكل شتر و كذا ترمس و سركه و كذا مغز خيارشنبر به روغن بان و كذا پوست بيخ كبر و كذا لحم صدف و كذا سرگين گاو سوخته تنها يا به زيت خوشبو و كذا پيه روباه به زيت و كذا صمغ سداب و كذا خزف تنور كه مجرب رازى است . و كذا باداورد به آرد باقلا آميخته و كذا زعفران و پيه بز نر و پشكل آن و كذا روغن زقوم به موم زرد و كذا برگ بيد انجير سوده پخته و كذا صدف كلان در سكورهء دهن بسته سوخته و كذا روغن بيضه و كذا حجر اسيوس به آرد باقلا آميخته به آب گرم و كذا ماميران چينى و كذا خطمى به سركه سرشته و كذا خون فهد به سركه حل كرده و كذا خون ماكيان سفيد و كذا زنگار به سركه حل كرده و شرب ماهودانه نيم درم بماء العسل و كذا برگ او به خروس پير يا به لحم شوربا پخته و كذا شحم حنظل و كذا دارفلفل و كذا زنجبيل و مرباى آن و كذا آب نخود يك شبانه روز تر كرده صاف نموده يك رطل بغدادى به عسل شيرين كرده هر روز تا سه روز متواتر و كذا پوست بيخ كبر سوده بماء العسل گرم و كذا مطبوخ هليون و كذا سم بز سوخته و انيسون و باديان مساوى هر روز نيم اوقيه تا سه روز و كذا سركهء عنصل و كذا آب پودينهء نهرى و شرب و ضماد قفر اليهود دو درم و كذا طبيخ فاوانيا و كذا اشق و كذا جاوشير و كذا صبر و كذا دوقو و كذا مغز محلب و كذا حب النيل و كذا مغز پنبه دانه به عسل و كذا قنطوريون دقيق و كذا راسن و كذا پيه روباه و كذا عسل خيارشنبر و كذا دارشيشعان و كذا ايرسا و كذا برگ سرو و كذا زفت رومى و كذا سداب بستانى و كذا شيطرج به عسل و كذا بهمن سفيد و سرخ و كذا نفط سفيد و كذا نانخواه و كذا وج و كذا زراوند طويل در كذا حلتيت و كذا سكبينج و كذا پودينه نهرى و نطول و ضماد طبيخ شلجم و بخور قفر اليهود و تعليق طلاء خالص و كذا مرجان بر پاى و جلوس بر جلد خرس و كذا بر جلد شير و كذا در طبيخ حماما و غسل عضو به طبيخ كشوث هر واحد نافع نقرس بارد است . ابو سهل گويد كه اگر نقرس از خلط غليظ بارد باشد بايد كه اول دريافت نمايند كميت و كيفيت او و آن‌كه او در جمع بدن است يا به سوى عضو آلم از عضوى ديگر ريخته پس اگر در جميع بدن باشد بايد كه اولًا تنقيهء جميع بدن به قيء فرمايند به اين نمط كه اطعمهء كثير مختلف بخورانند و طلاى حلو نوشانيده قيء كنانند سه مرتبه در شش روز بعده به ترب كه در سكنجبين عنصلى تر كرده و خربق در آن خلانيده باشند خلانيده قيء آورند و بعد از آن حقنه مرتب از قنطوريون دقيق و زراوند طويل و نطرون و روغن سنبل و عسل استعمال كنند . و اگر خلط سخت غليظ باشد در حقنهء عصارهء قثاء الحمار و حنظل اندازند بعده حب منتن و حب شيطرج و حب سورنجان دهند و اين ادويه را مكرر بخوراند تا آن‌كه تنقيهء بدن نمايند بعد از آن تبديل مزاج كنند تا مثل اين ماده بار ديگر پيدا نشود مثلًا مثروديطوس و معجون هرمس و ترياق كبير استعمال نمايند و بر موضع درد ضمادات ملطفهء محلله مثل ضماد معمول از كرنب سوده به زعفران و ضماد مرتب از زردهء بيضه و مغاث و زعفران و كعك سوده و طلا و روغن سنبل و روغن غار و روغن سداب به عمل آرند و در انحطاط مرض ضماد از برگ غار و بابونه و حرمل و اكليل الملك و نمام و مرزنجوش سازند و قيروطى از فرفيون و عاقرقرحا و نطرون مرتب كنند . و اگر درد به اين اشيا ساكن نشود بگيرند سركهء بسيار ترش و در آن حاشا و صعتر و پودينه و حرمل و برگ غار و بابونه و اكليل الملك و شبت و بيخ كبر و قنطوريون جوشانيده هر روز چند بار بر عضو نطول كنند . و اگر خلط سوداوى غليظ باشد بايد كه ادويه مجفف بسيار استعمال نكنند بلكه دوايى كه تسخين به اعتدال و تليين نمايد مثل خردل و بزر كتان و قطف و ميعه و طلا و تنقيهء بدن از سودا به افتيمون و بسفايج و خربق سياه كنند . و اگر خلط مركب باشد دوا و تدبير موافق تركيب آن استعمال نمايند و به اين مطبوخ اسهال در نقرس مركب مادى كنند هليلهء زرد پانزده درم تربد سفيد بسفايج سناى مكى شاهتره هر واحد چهار درم سورنجان سفيد تخم كاسنى و كرفس و باديان و گل سرخ هر واحد دو درم در سه رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند صاف كرده با ده درم نبات سفيد بنوشند . حب سورنجان كبير براى نقرس بارد ايارج فيقرا ده درم شحم حنظل قنطوريون هر واحد پنج درم فرفيون دو درم سورنجان بوزيدان ماهيزهرج هر واحد پنج درم تربد سفيد ده درم زنجبيل شيطرج خردل فلفل جندبيدستر جاوشير سقمونيا حلتيت قنه مقل هر واحد نيم درم حب ساخته دو و نيم درم تا سه درم از آن بخورند . طلاى براى نقرس بارد ميعهء سائله جندبيدستر فرفيون مرمكى صبر اقاقيا مساوى به شراب كهنه طلا نمايند و به آبى كه در آن بابونه پخته باشند نطول كنند و به روغن سوسن مالش نمايند و به مقل و ميعه و جاوشير و حلبه و تخم كتان و اشق ضماد نمايند . ابن نوح گويد كه اگر نقرس از مادهء بلغمى باشد ابتدا بقيء كنند بعد امتلا از طعام به آب ترب كه در آن خربق خلاينده باشند و به ترب در سكنجبين تر كرده باشند بعد از آن حب سورنجان معروف به مقيم الزمنى يا حب شيطرج يا حب ماهبانى بخورانند و حقنه حاده كه در علاج عرق النسا بيايد يا حقنه كه در قول ابو سهل گذشت به عمل آرند و ادويهء مبدل